تبليغاتX
به حامیان دولت ائتلافی ، متعهد و کارآمد بپیوندید  به حامیان دولت ائتلافی ، متعهد و کارآمد بپیوندید  به حامیان دولت ائتلافی ، متعهد و کارآمد بپیوندید طایفه تادخیری
دوشنبه یکم آبان 1385 15:35

 

از ييلاق به قشلاق با طايفه ي تادخيري(تات خيري)

 

روزهاي سكونت در ييلاق به سرعت سپري مي شود و اينك هنگامه ي بازگشت به سوي مبدا حركت است.حركتي كه چندي پيش از قشلاق به سمت سرزمين هاي سردتر آغاز شده است.جنب و جوشي وصف ناپذير تمامي افراد ايل را فراگرفته است.زن و مرد كوچك و بزرگ ،پير و جوان...هر خانواده اي به فراخور مال و مكنت خود به گرداوري لوازم خود مي پردازد.احشام باربر در اين زمان بيشترين كاربرد را دارد.البته از صفاي مردم ايل هيچ مالي بر روي زمين نمي ماند حتي مال خانواده اي كه شايد تمام بضاعتش يك الاغ باشد.وسايل زندگي توسط هوركولhorkol  دسته شده اند خوراكي ها،لباسها و البته اسباب جهيزيه ي نوعروسان.

دوباره ستاره ي خوش يمن و دوباره آغازي ديگر بر يك پايان!.طايفه ي تادخيري به صورت همزمان از چكانchakan و دهقاديdehghadi به سمت شول آبادsholabad حركت مي كند.اولين مكان اطراق طايفه منطقه اي است به نام پيرمومpirmoom كه در منطقه ي ززzaz واقع شده است.بادهاي سرد و پاييزي اين منطقه زبان زد خاص و عام است تا به آنجا كه اين سردي در زبان محاوره اي مردم ايل به ضرب المثل تبديل شده است.در طول مسير اتفاقات زيادي رخ مي دهد كه تقريبا از ذات كوچ جدا نيست.همكاري ميان افراد به بالاترين ميزان خود مي رسد و كساني كه از برخوداري بيشتري نصيب مي برند،ديگران را ياري مي كنند.حالا كه نه ولي ساليان پيش هيچ طايفه اي همزمان با طايفه ي تادخيري كوچ خود را آغاز نمي كرد چه آنكه روحيه جنگ طلبي اين طايفه امكان درگيري هاي طايفه اي را تشديد مي كرد.اواخر تابستان است و خبري از رودخانه ي خروشان بر سر راه نيست رسيدن به پل كولpol e kool و عبور از رودخانه ي كم آب زير آن به سختي لحظه ي آمدن نيست .احشام به آب زده مي شوند!و آدم ها از روي پل كوچكي كه در زير پل اصلي قرار دارد،عبور مي كنند.پس از گذشتن از رودخانه،ايل به منطقه ي تلاوtelav مي رسد.به سبب نبودن علوفه جهت گوسفندها به ناچار توقف را مختصر كرده و به سمت محلي به نام شش بردهshesh bardeh رهسپار مي شود.علوفه ي بسيار طعام لذيذي است كه در اين منطقه اشتهاي سيري ناپذير گوسفندها و احشام را به مبارزه مي طلبد!.منطقه ي پاييزه ي چلون و اطراق چند روزه تقريبا پايان كوچ را نشان مي دهد و پس از آن رفتن به المون .almoon و از آنجا هم طايفه به محل خود كه توه شويtoveh sheveh نام دارد وارد مي شود و هر كس در مكان زندگي خود مستقر مي شود

 

"اميدوارم كه استفاده ي لازم را از اين مطلب برده باشيد"

اصل مطلب از آقاي ضرغام رحيمي خلاصه شده توسط ابوذر رحيمي تادخيري

 

نوشته شده توسط ابوذر رحیمی  | لینک ثابت |

كوچ طايفه تادخيري یکشنبه سی ام مهر 1385 16:23

كوچ طايفه تادخيري

 

در اين پست در خصوص كوچ خواهم نوشت.كاري كه برادر عزيزم آقاي مجتبي هيودي در وبلاگ مندير بهارون انجام دادند.هدف از نوشتن اين مطالب،بازگو كردن داستان كوچ از قشلاق به ييلاق و بلعكس مي باشد.روايتي كه به حتم براي خيل عظيم دوستاران سنت هاي كهن بختياري،شيرين و شنيدني خواهد بود.تمامي اين مطالب را از روي دست نوشته هاي آقاي ضرغام رحيمي(پدرم)،به صورت آزاد برداشت كرده ام.آنچه مسلم است كمبودهايي در روايت اگر باشد برعهده ي من است چه اينكه لمس نشدن اتفاقات روي داده در مسير كوچ،توسط اينجانب مزيد بر علت خواهد شد.به هر حال روايت كوچ طايفه ي تادخيري را از اين پست،و به اميد خدا از پست هاي ديگر برايتان نقل خواهم كرد.اميد آنكه مفيد واقع گردد:

افراد مالmaal كم كم خود را براي حركت مهيا مي كنند.فروردين هر سال زماني است كه بايد از قشلاق حركت نمود و خود را به زمين هاي ييلاقي طايفه ي تادخيري يعني منطقه ي ازنادرeznadar در جنوب اشترانكوه(استان لرستان) رساند.زمان حركت،امروز؟،فردا؟،يا روزي ديگر؟.معمولا با توجه به مباركي يك روز و با پشت سر نهادن "ستاره"،لحظه حركت معين مي شود.(بنا به اعتقاد عشاير،ستاره ي نحس،روزهاي اول و دوم در شرق،روزهاي سوم و چهارم در قبله،روزهاي پنجم و ششم در غرب،روزهاي هفتم و هشتم در شمال،روز نهم در آسمان و روز دهم در زمين مي باشد!!

همه آماده ي كوچ مي شوند.پير و جوان،زن و مرد؛طايفه ي تادخيري مي بايست به سمت محل از پيش تعيين شده يعني مناطق ييلاقي لرستان حركت كند.و از محل فعلي زندگي خود يعني روستاي دادا dada خارج شوند، (دادا از توابع دهستان سيد محمود،بخش سردشت شهرستان دزفول،استان خوزستان مي باشد).

بارو بنه و ديگر لوازم بار قاطر ها و الاغ ها مي شود .دام ها را حركت مي دهند و آغاز كوچ؛اولين منزلگاهي كه پس از خروج از روستاي دادا براي استراحت وجود دارد،منطقه ي گرپه زراعgorpeh zera مي باشد.اين منطقه در 15 كيلومتري روستاي دادا قرار دارد و به نوعي محل چراي دام طايفه ي تادخيري نيز به شمار مي رود.پس از اطراق و باراندازي،به مدت يك شب به استراحت مي پردازند و سپس مال به سمت منزلگاه دوم حركت مي كنند.در فاصله 20 كيلومتري از منزل اول،منطقه ي المونalmoon واقع شده است.اينجا به حد كافي براي احشام علوفه يافت مي شود.خانوارهايي كه همراه هم كوچ را آغاز كرده اند،به دستور بزرگ خود محل اطراق را تا زمان حركت مجدد انتخاب مي كنند.معمولا براي جلوگيري از خطر دزدان و يا جانوران وحشي،در كنار هم وبه صورت دايره وار بار مي اندازند و افرادي نيز در تمام طول شب به نگهباني از دام ها مي پردازند.در اينجا مي توان كمي و كاستي ها را كه شايد بر اثر عجله در حركت بوجود آمده باشد،رفع نمود.و سپس به سمت منزلگاه بعدي يعني منطقه ي چلونcheloon حركت كرد.چلون منطقه ي بهاره ي طايفه ي تادخيري مي باشد.از اين منطقه به بعد خطرات و تهديدهاي جدي تري متوجه مال مي شود.پس بعد از چند روزي استراحت،و رفع نيازهاي پيش آمده در طول سفر،آماده ي حركت مي شوند.آنچه ادامه ي حركت را از چلون به سمت منزلگاه بعد پر خطر مي نمايد،وجود دزدان و غارتگراني است كه بر سر راه عشاير كمين زده اند.همچنين جانوران درنده اي از جمله خرس،گرگ،كفتار و حتي پلنگ بر خطرات كوچ مي افزايند.استراحت زمان زيادي را به خود اختصاص نخواهد داد و بايد به سرعت به سمت منزل بعد حركت نمود پس از پشت سر نهادن يكي از صعب العبور ترين مسيرها و تحمل مشقت بسيار،مال به منطقه ي نودرnooder كه در نزديكي پل تاريخي و ديدني پل كولpol e koul است ،مي رسد.خانوارها از پل عبور مي كنند و نيز عبور دام ها و ديگر احشام.سپس در محلي به نام مين كولmen koul كه بين دو رودخانه بختياري و آب سرخ قرار دارد بار مي اندازند(به نظر مي رسد گل آلود بودن بيش از حد رودخانه موجب شده است تا نام سرخه را بر آن بگذارند).به هر حال يك شب را بر روي صخره هاي سخت و ناهموار منطقه به سر برده،تا به نوعي خستگي راه را از تن به در كرده باشند.در اين مكان پيش مي آيد كه حلوايي هم نذر سِل سر كولsel e sare koul كنند.(در واقع سِل سر كول درخت زيتوني است كه معلوم نيست به چه علت عشاير آن را مقدس مي شمارند!!).از ميان كوه هاي سر به فلك كشيده ي مين كول(ميان كول)،به منطقه ي وسيع تري به نام سر كول رسيده و باراندازي مي نمايند.ويژگي خاص اين مرحله از كوچ اين است كه افراد پياده ، احشام و گوسفند ها از يك مسير كوتاه تر به نام گله ره به راه خود ادامه مي دهند و سايرين بايد به ناچار خود را به آب زده و خطرات زيادي را نيز متحمل شوند تا به سر كول برسند.البته اين به آب زدن مخصوص مردان مي باشد و پس از گذشتن از آب به زن و بچه ي خود ملحق مي شوند.روز بعد نيز مال از گردنه هاي زيادي بالا و پايين رفته و پس از گذشت تقريبا 12 ساعت به منطقه ي چال نركchaal nerek وارد مي شوند.اطراق در اين محل نيز بسيار كوتاه خواهد بود و از آنجا به گله گپهgaleh gapeh (گردنه ي بزرگ) و پس از آن گله گُچيرهgale kochireh (گردنه ي كوچك) مي رسيم.بعد از گذشتن از اين مناطق ،به دار درازهdar derazeh و سپس منطقه ي شول آباد shool abaad يا ززzaz وارد شده و پس از يك روز و عبور از رودخانه ي زز كه يكي از رودخانه هاي سرد و تندآب بوده،به محل زندگي تابستانه طايفه ي تادخيري،يعني چكان chakan و دهقاديdehghadi مي رسيم.تقريبا به پايان كوچ نزديك مي شويم پس چند روز توقف از گله چكان به دامنه ي اشترانكوه و در نزديكي گهرgahar (درياچه ي گهر از توابع شهرستان دورود) مي رسيم .در اين مكان به مدت تقريبي 2 ماه دام هاي طايفه ي تادخيري،به "چرا" مي پردازند و دوباره مال به سمت  منطقه ي چكان و دهقادي حركت مي كند.آب و هواي خوب و درختان متنوع از خصوصيات اين منطقه مي باشد.همچنين زمين هاي زراعي نيز در اين منطقه قرار دارد كه احتياج خانوارهاي تادخيري را تا حدودي بر طرف مي سازد.اين سكونت تا اوايل مهرماه به طول مي انجامد و پس از آن كوچ بهاره به سمت قشلاق آغاز مي گردد

(در پايان براي برخي از نام ها و مناطق،توضيح اضافي را در نظر گرفته ام كه اميدوارم مفيد واقع گردد)

..............................................................................................................................................

1- المون almoon : از لحاظ موقعيت جغرافياي،در امتداد كوه سالن،(از ارتفاعات شمال خوزستان)واقع شده است.آب و هواي نيمه گرمسيري،داراي آب فراوان و درختان سربفلك كشيده ي چنار و همچنين توت،انگور،انجير وحشي و...مي باشد.در اين منطقه برخي آثار و ابنيه تاريخي نيز به چشم مي خورد.از جمله وجود مسير آب كه در دل كوه از ساروج ساخته شده است.در منطقه ي المون يك قدمگاه و يك آرامگاه بنام محمد امام معروف به مد امم mad amom وجود دارد كه خيلي از افراد به آن اعتقاد داشته و به هنگام كوچ و عبور از كنار اين آرامگاه به اداي نذر مي پردازند.

2-چلون cheloon :منطقه ي چلون يك منطقه ي سرسبز و پوشيده از درختان بلوط،نارون ،كلخنگ،ارژن و غيره مي باشد.چلون داراي چشمه هاي فراوان و طبيعتي بسيار زيبا مي باشد.آرامگاه دو امام زاده به نام هاي فداله بن عمران و احمد بن فداله،از نوادگان امام موسي كاظم عليه السلام در اين منطقه قرار دارد.به هنگام عبور مال (در زمان كوچ)،مردم دام نذري خود را به نيت اين دو امام زاده قرباني مي كنند.به اين منظور محلي به نام خيراتگه kheyratgah وجود داشته كه محل اداي نذر و مراسم خيرات جهت درگذشتگان بوده است.در اطراف اين امام زاده ها سادات زيادي زندگي مي كنند و گروهي از مردم نيز نذورات خود را به اين سادات مي دهند. 

3-نودرnooder :منطقه نودر در 5 كيلومتري گذرگاه معروف پل كولpol e koul واقع شده است.وجود اثار تاريخي از جمله آب انبار و آثار به جا مانده از ديوارهاي آجري كه در نوع و ظاهر بسيار شبيه آجرهاي به كار رفته در بناي چغازنبيل مي باشند،قابل توجه است.در سالهاي اخير نيز توسط برخي كشاورزان،خمره هايي كشف شد كه حاوي اسكلت انسان بوده اند.ولي متاسفانه تا كنون هيچ اقدامي از سوي مسئولين ميراث فرهنگي صورت نگرفته است.دراين منطقه رگه اي از گرانيت وجود دارد كه از كوهپايه ي كينزاkineza تا منطقه ي دره كايدdarreh kayed به طول 10 الي 12 كيلومتر كشيده شده است

4-كولkoul :فاصله ي بين دو كوه كه با ارتفاع بلند بسيار به هم نزديك باشند

5-پل كولpol e koul :اين پل كه اخيرا بر اثر سيلاب هاي متعدد تخريب شده است بنا به نقل كتاب تاريخ بختياري توسط فردي به نام خليل خان بختياري بر روي رودخانه ي بختياري(دز)،واقع شده است هر چند كه در ساليان بعد توسط افراد ديگري مورد بازسازي و مرمت هاي اساسي قرار گرفته است.اين پل داراي 9 ستون قطور و تنومند بوده كه اخيرا بر اثر بارندگي هاي شديد و جاري شدن سيل،برخي از ستون ها(طاق)آن تخريب شده اند.ستون هاي پل داراي ارتفاع 6 الي 8 متر مي باشند و سطح رويي آن به اندازه ي 3 متر پهنا دارد.عبور از اين پل همواره با خطرات بيشمار ازجمله سقوط انسان و يا دام همراه بوده است

6-سل سر كولsel e sare koul :اين مكان پس از پل كول واقع شده است،در اينجا درختي وجود دارد كه بعنوان درختي مقدس مورد احترام عشاير كوچ رو قرار مي گيرد.وبعضا خيراتي هم در نظر گرفته مي شودو حتي پيش مي آيد كه به سل سر كول نيز قسم ياد مي شود

7-شول آبادshool abad :منطقه ي شول آباد در استان لرستان واقع شده است و از سالها قبل محل حكمراني بزرگان منطقه بوده است.شول آباد مركز بخش زز و ماهروzaz o maroo مي باشد.زمين اين منطقه مساعد كشاورزي و دامداري است و از آب و هواي خوبي نيز برخوردار است.بارگاهي معروف به سه گنبدان در شول آباد قرار دارد كه به سه فرزندان (سه فرزند امام موسي كاظم) نيز معرف مي باشد و محلي سياحتي و زيارتي به شمار مي رود

8-چكانchakan:منطقه اي با طبيعت بسيار ديدني و يك آبشار زيبا كه متاسفانه هنوز به خوبي معرفي نشده است.اين آبشار با ارتفاع نزديك به 50 متر از دل كوه به پايين سرازير مي شود و منظره اي بس ديدني را بوجود مي آورد.در مسير رودخانه درختان گردو، چنار،زالزالك،تمشك،وغيره وجود دارد كه بوسيله ي اين رودخانه آبياري مي شوند.در ضمن آثاري نيز از آسياب هاي آبي قديمي كه تا قبل از انقلاب هم فعال بوده اند،وجود دارد

نوشته شده توسط ابوذر رحیمی  | لینک ثابت |

تادخیری در منطقه گرپه یکشنبه سی ام مهر 1385 16:22
 

در مطلب پيش راجع به گذشته و نيز معرفي تيره هاي طايفه تادخيري نوشتم .تا آنجا كه به تيره ي گرپي رسيديم ،چگونگي حضور طايفه ي تادخيري در منطقه ي گرپي نيز شنيدني است ؛حكايتي كه سينه به سينه نقل شده ،و امروز آن را براي دوستان نقل خواهم كرد ؛چگونگي حضور تادخيري ها را در منطقه ي گرپي نشان مي دهد:

هنگامي كه فرزندان شمس الدين به منطقه ي گرمسيري گرپه مهاجرت مي كنند،در نزديكي روستاي سوري soori و در محلي به نام كرسه korseh اطراق مي كنند.طايفه ي تازه وارد در صدد يافتن مالكان زمين هاي محل اطراق خود بر مي آيند.از سوي ديگر،مالكان منطقه(گرپي ها)نيز شخصي را جهت تحقيق و به قول امروزي تفحص!!راجع به خانواده هاي تازه وارد به كرسه ،مي فرستند.نقل شده ،بزرگ گرپي ها ،به فردي كه قرار است به سمت خانواده ي تازه وارد برود،مي گويد:كه اگر اين خانواده بهونا(سياه چادرها)را برپا نموده و ميخ آنها را محكم نمودند،بدون شك در اين سرزمين ماندگار خواهند شد.ولي چنانچه بهونا را هنگام برپا كردن بوسيله ي هركه harkeh مهار نمودند،رفتني هستند.بلاخره نماينده ي گرپي ها نزد خانواده ي تازه وارد آمده و مشاهده مي كندكه بله!،بهونا بوسيله ميخ به زمين محكم شده اند!.اين موضوع به گوش مالك بزرگ و ديگر بزرگان واهالي گرپه مي رسد ويقين حاصل مي كنند كه اين خانواده در اين منطقه سكني خواهند نمودو در آينده صاحب اين زمين ها خواهند شدكه به همين صورت نيز مي شود.

پاينده و بختيار باشيد....تا بعد

1-شمس الدين:جد تادخيري ها كه در محلي به نام سيرهsireh مدفون مي باشد

2-هركه:شاخه درخت قلابدار كه بر روي شاخه هاي آن سنگ بزرگي قرار مي دادند و سپس طناب بهون را بوسيله آن مهار مي نمودند

نوشته شده توسط ابوذر رحیمی  | لینک ثابت |

معرفي طايفه ي تادخيري یکشنبه سی ام مهر 1385 16:21

معرفي طايفه ي تادخيري

 

بر مبناي شواهد و نيز گفته هاي پيشين،طايفه ي تادخيري از ساليان گذشته در مناطقي از استان لرستان به خصوص شرق شهرستان دورود و دامنه هاي اشترانكوه(oshteran kooh )،در محلي به نام سيره(sireh ) ،ساكن بوده و تا به امروز نيز ساكن مي باشند.هر چند در پاره اي از موارد مناطق ديگري از جمله شهرستان هاي خمين ،گلپايگان و همچنين شهرستان ازنا (azna )،محل سكونت طايفه ي تادخيري بوده است.آنچه قدمت حضور اين طايفه را در مناطق ذكر شده به اثبات مي رساند،وجود آرامگاه جد دهم !اين طايفه ،يعني شمس الدين فرزند خيري مي باشد.اين طايفه ساليان متمادي در جوار و نيز مناطق اطراف امامزاده ابوعلي (معروف به شاه پيروالي(shah pirvali ) ،يكي از نوادگان امام موسي كاظم (ع))ساكن بوده اند.اين امامزاده كه در حال حاضر نيز پذيراي زائران مي باشد،در نزديكي شهرستان دورود واقع گرديده است..با توجه به روحيه ي سركشي اين طايفه،و بر مبناي گفته ها و رواياتي كه تدريجا به اثبات رسيده اندو يا دست كم قابل تامل مي باشند،به چند شاخه ي مجزاي از هم تقسيم شده اند. از جمله ي آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد:

1-ايرانشاهي ؛كه خود را تادخيري مي دانند ودر شهرستان هاي خمين ،گلپايگان،ازنا و...پراكنده اندو در شجره نامه ي تادخيري ها نيز نام جد آنها (ايرانشاهي)به چشم مي خورد.

2-ماكون عالي(makon ali) ؛كه در استان لرستان و در شهرهاي خرم آباد ،دورود و...ساكنند.هر چند برخي از خانواده هاي اين طايفه در شمال خوزستان (شهر هاي انديمشك و..)نيز سكونت دارند.

3-طايفه ي ملك شاهي؛كه در استان ايلام به سر مي برند. هر چند در مورد تادخيري بودن اين طايفه ،شك و شبه ي بيشتري وجود داشته است

 

در حال حاضر طايفه ي تادخيري داراي 9 تيره (يا زيرمجموعه ي) مستقل از يكديگر است كه به شرح زيرمي باشند:

1-تيره ي حسين ،فرزند محمد رضا،فرزند نوروز،فرزند شمس الدين ،فرزند خيري

2-تيره ي گگمهدي( (gageh  madi،فرزند عاشور ،فرزند.....

3-تيره اكبر،فرزند عبدال ،فرزند شمس الدين ،فرزند خيري

4-تيره ي نصرالله ،فرزند علي ،فرزند شمس الدين ،فرزند خيري

5-تيره ي خيرالله،فرزند علي ،فرزند شمس الدين ،فرزند خيري

6-تيره ي شكرالله ،فرزندعلي ،فرزند شمس الدين ،فرزند خيري

7-تيره شير آلي ،فرزند علي ،فرزند شمس الدين ،فرزند خيري

8-تيره طاسمالي ( (tasmali:كه سالهاي دور از ايل هفت لنگ بختياري و طايفه ي همسالي (همسه مالي)جدا شده ،و به دلايل نا معلوم در ميان طايفه ي تادخيري جا گرفته ،و وابسته به تادخيري مي باشند

9-تيره ي گرپي( (gorpi؛كه آنها نيز مانند طاسمالي از سالها قبل به طايفه تادخيري وابسته شده اند.اين تيره در زماني كه فرزندان شمس الدين به منطقه اي به نام توه شوي (محل قشلاق طايفه ي تادخيري) در محلي به نام سوري مهاجرت نموده اند ،جزء مالكين و ساكنين اين منطقه بوده اند و در حال حاضر نيز محلي به نام گرپه موجود مي باشد.

در پست بعدي به چگونگي حضور طايفه ي تادخيري در منطقه ي گرپه خواهم پرداخت

پاينده و بختيار باشيد...تا بعد

نوشته شده توسط ابوذر رحیمی  | لینک ثابت |

نانوشته هايي به بهاي فردايي مجهول! یکشنبه سی ام مهر 1385 16:20

نانوشته هايي به بهاي فردايي مجهول!

خلاصه ي مطلب:

من انسان خلق شدم ،در صورت،و شايد در سيرت!!...اهل زمينم ،در ادامه ي آن!.ساكن خاك پر مهر ايران زمين.از تبار قوم بختياري؛چهارلنگ و ممي وند و ؟؟...و درست نكته اينجاست!من و ما را كه با هم هستيم ،سالهاست كه با نام "تادخيري"مي شناسند.و ديگراني را با نام هاي ديگر...ساليان درازيست؛و در اين شكي نبوده و نيست.آسمان به زمين نيامده است ولي در هيچكدام از زيرمجموعه هاي ممي وند،نامي از تادخيري نيافتم(البته در كتاب و نه بر زبان ها كه دست كم در جغرافياي خانه ام چنين نيست).و جاي پرسش كه چرا برخي نام ها حتي در كتاب پر حجمي چون "تاريخ بختياري"،تاليف جناب "سردار اسعد بختياري"،ذكر نشده اند؟!......

---------------------------------------------------------------------

به جرات مي توان گفت دسته بندي طوايف در قوم بختياري،يكي از جالب ترين گروه بندي خانوادگي در ميان اقوام ايراني مي باشد.انشعاب اين قوم كهن پارسي به دو شعبه ي اصلي چهارلنگ و هفت لنگ و زير مجموعه هاي آنها،راه شناسايي طوايف و خانواده هاي بختياري را آسان مي نمايد.در اين بين مراجعه به برخي اسناد و نيز اقوال گذشتگان،،مي تواندبه عنوان راهنماي خوبي براي شناخت بهتر طوايف به كار رود.اما نكته اي كه در مورد اين اسناد ،چه به صورت كتبي آن و چه به صورت شفاهي آن ،حائز اهميت است،كاستي هاي غير عمد و در پاره اي موارد عمدي مي باشد كه امروزه سبب ناشناس ماندن برخي از تيره هاي بختياري شده است.ناگفته پيداست كه نبود كتابهاي مرجع براي علاقه مندان به قوم بختياري (به ميزان كافي و پرمحتوا)تا حدود زيادي موجب اين عدم آگاهي شده،و در پاره اي از موارد نيزمي توان رگه هايي از خصومت شخصي نگارنده ،بي مهري نسبت به برخي طوايف و تيره ها،ترجيح دادن طايفه ي خودي به ساير طوايف بختياري،بروز اختلافات مقطعي ميان طوايف و هزاران علت ديگر را مثال زد.

به عنوان نمونه، كتاب "تاريخ بختياري"،تاليف جناب سردار اسعد بختياري،به هيچ عنوان به جزييات و موارد تكميلي نمي پردازد.نام نبردن از برخي تيره ها و خانواده هاي بختياري ،كه چه در زمان حال و حتي زمان تاليف كتاب،سواي از آوازه ي شهرت و خان سالاري ها!!،دست كم به اسم!!، حضور فيزيكي چندين ساله اي در ميان بختياري ها داشته و دارند، (و اصولا در بختيار ي بودنشان هيچ شك و شبه اي وجود ندارد)؛بسيار سئوال برانگيز است!.

نواحي شمالي خوزستان و نيز بخشهايي از استان لرستان،خاستگاه ديرينه ي مردمي است كه نه تنها بختياري و بختيار ي نژاد مي باشند، بلكه حتي تامل چند لحظه نيز براي فهم اين موضوع مضحك به نظر مي رسد.اما با تمام اين شواهد و ده ها مطلب ديگر(كه اصولا هدف اثبات بختياري بودن نيست،شناساندن كاستي هاي به اصطلاح مورخين و كاتبان! قوم بختياري مي باشد)،نام نبردن از برخي تيره ها و خانواده هاي بختياري ،جفاي بزرگي به نسل امروز و فرداي قوم بختياري است.وبلاگ "اصالت بختياري"سعي دارد تا با معرفي برخي از تيره هاي بختياري كه از سوي بختياري نويسان مورد كم لطفي واقع شده اند ،سهمي هر چند اندك در تكميل مكتوبات قوم بختياري بردارد.در اين خصوص نظرات دوستانه شما ياران همدل را بر ديده خواهم نهاد و به كار خواهم بست.پس اگر اطلاعات و داشته هايي در خصوص مواردي اينچنين در دست داريد،دريغ نفرماييد. در صورتي كه مشكلي پيش نيايد از پست بعدي به معرفي برخي طوايف و تيره ها خواهم پرداخت و براي شروع از تيره ي "تادخيري"كه شناخت بيشتري از آن دارم شروع خواهم كرد و سپس دسته بندي مطالب راجع به ديگر تيره ها و خانواده هاي بختياري و ..... لازم به ياد آوري است كه هدف از بيان اين مطالب صرفا به بحث كشاندن موضوعات خانوادگي نيست،بلكه بخشي از آن گشودن لايه هاي باز نشده ي قوم بختياري است و در ادامه اگر عمري باقي بود و داشته هايي به دستم رسيد،به حقيقت اين موضوع پي خواهيد برد....تا بعد..

 

 

 

با سپاس بيكران

 

"اصالت بختياري"

 

Email:tadkheiri@yahoo.com

 

نوشته شده توسط ابوذر رحیمی  | لینک ثابت |